ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

325

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان فرمانروائى يوسف بن تاشفين چون ابو بكر بن عمر سجلماسه را تصرف كرد . حكومت آنجا را به يوسف بن تاشفين لمونى كه از بنى اعمام نزديك به او بود واگذار كرد و خود به صحرا برگشت . روش يوسف نسبت به رعيت نيك بود و با آنها نيكرفتارى كرد و از آنها زكات چيزى نگرفت و مدتى در صحرا اقامت كرد . سپس ابو بكر بن عمر به سجلماسه بازگشت و يك سال در آنجا اقامت گزيد . خطبه و امر و نهى مر او را بود و برادرزادهء خويش ابا بكر بن ابراهيم بن عمر را بجانشينى خود گمارد و سپاهى از مرابطين مجهز نمود و به فرماندهى يوسف ابن تاشفين به سوس گسيل داشت و سوس بدست ابن تاشفين گشوده شد . يوسف مردى متدين ، خير ، با حزم ، و درايت و كياست و مجرب بود و تا سال چهار صد و شصت و دو باقيماندند . و ابو بكر بن عمر در صحراء درگذشت . طوايف مرابطين اجتماع نمودند و يوسف بن تاشفين را بحكومت بر خودشان گزين نمودند و به امير المسلمين ملقبش ساختند . حكومت در بلاد مغرب با زناته بود و در روزگاران فتنه و آشوب شورش كرده بودند و حكومتى به دو مذموم و بد كردار و بىسياست و بيدين بود . امير المسلمين و طايفهء او بر نهج سنت و پيروى از شريعت عمل ميكردند و مردم مغرب از او يارى خواستند ، و او به يارى آنها شتافت و قلعه به قلعه و شهر به شهر را با سهلترين مساعى بگشود و رعايا دوستدار او شدند و احوال آنها بهبود يافت . پس از آن يوسف قصد موضع شهر مراكش كرد ، كه زيروزبر شده بود و آبادى در آن پديد نبود . و آن نقطه موضع متوسطى در بلاد مغرب چون قيروان در افريقيه بود . مراكش زير جبال « مصامده » قرار داشت كه مردم آن از حيث قوت و داشتن دژهاى منيع و بلند اشد مردم آن ديار بودند . يوسف در آنجا طرح شهر مراكش را ترسيم و پىريزى كرد تا بر مردم كوهستانى آن ناحيه ، چنانچه خواستند